غوطه ور در آب
تو را به یاد می آورم.
در آواز چکاوک شنیدمت،
همسفر باد شدی.
جامی در دستم شکست،
شرابی به زمین ریخت،
گمت کردم.
اکنون،
تنها،
دلواپسی را می بینم،
که پشت شیشه می خزد.
شهریور 1381
تو را به یاد می آورم.
در آواز چکاوک شنیدمت،
همسفر باد شدی.
جامی در دستم شکست،
شرابی به زمین ریخت،
گمت کردم.
اکنون،
تنها،
دلواپسی را می بینم،
که پشت شیشه می خزد.
شهریور 1381

eyval!!!!!!!
ReplyDelete