Sunday, 18 April 2010

بی تو در آب

غوطه ور در آب

تو را به یاد می آورم.

در آواز چکاوک شنیدمت،

همسفر باد شدی.

جامی در دستم شکست،

شرابی به زمین ریخت،

گمت کردم.

اکنون،

تنها،

دلواپسی را می بینم،

که پشت شیشه می خزد.

شهریور 1381

1 comment: