Thursday, 20 May 2010

سکون

و همچنان که قطره های شیرین تنم
بر گوشه ی لبش ماسیده است؛
دروغ می گوید.
حضور این حجم زنده؛ رو به زوال است.
به چارچوب در تکیه می دهم
و خالی خیابان را می نگرم؛
آفتاب در بر آمدن است.

اردیبهشت 1389